حسرت

از امروز تصمیم گرفتم که هر از چند گاهی خاطراتم رو بذارم اینجا البته اگه وقت کنم

آخه من از حدود 13 -12 سالگی دارم خاطراتم رو می نویسم البته نه همه همه روزا رو

البته سالهای اول همه روزا بود ولی الان وقتی ناراحتم و دلم گرفته یا اتفاق خاصی افتاده باشه ،می نویسم خصوصا اتفاقایی که می خوام ازشون درس بگیرم و دیگه تکرار نشن!! مثل این مورد که در ادامه خواهید دید که عبرتی بشه واسه دیگران

این روزها یه سری اتفاقا داره واسم می افته که خیلی دردناکه !

حسرت یک تصمیم اشتباه و با عجله

حسرت یک حرف نسنجیده

حسرت

داره نابودم می کنه

خیلی حس بدیه

به نظر من ، بدترین حسی که توی تمام عمرتون می تونین حس کنین حس حسرته!

هی با خودتون می گین چرا!چرا؟و می گین اشتباه کردین ولی راه برگشتی نیست !

واقعا نمی دونین چی کار کنین

حسرت زیاد کشیدم حسرت تصمیمات نادرست 

 الان حرفی رو زدم که ازش خیلی پشیمونم

کاش الان شش ماه پیش بود

کاش یک سال پیش بود

کاش الان ، الان نبود

می دونم قضاوت کردن بقیه و نظر دادن در مورد بقیه کار درستی نیست ولی من این کار رو کردم!

کاش می شد امکان معذرت خواهی فراهم شه!

کاش!

کاش!

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
فریوگ

از محصولات ما دیدن کنید ***توجه توجه :*** مناسب برای بزرگسالان می باشد ***

جاپی

امیدوارم همیشه همه کارها بر وفق مرادت باشه خودت رو ناراحت نکن و به خدا توکل کن خودش کارها رو راست و ریست میکنه. با آرزوی شادکامی روزافزون[ماچ]

غصه نخور حتما یه حکمتی داشته!مطمئن باش

maryam

دست رو دلم نزار که خونه! اگه میشد زمان رو به عقب برگردوند من دوست داشتم برمیگشتم به 15 سالگیم. آخ که چه کارا که نمیکردم............... وای وای وای....!!!! زندگیمو از این رو به اون رو میکردم نمیذاشتم حتی یک ثانیه از جوونی و نوجوونیم هدر بره و حروم شه. میدونم الان میگید خب اونموقع باز هم یه کارایی میکردی که بعدها آرزو میکردی که کاش انجام نداده بودی ولی آرزو و کاش که جای این بحثهارو نداره یه چیزی گفتم دلم خالی شه!!!

نمیگم

آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی می کنیم.آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم. و بعد ... برای آنچه از دست رفته آه می کشیم.

نرگس

آها..... فهمیدم..... افتاد حسابی هم افتاد.... همون..... عجبا ...