چرا از تعهد دادن می ترسیم ؟

خیلی از دخترا می گن ( پسرا رو خبر ندارم )وقتی کسی پیشنهاد ازدواج می ده و صحبت صورت می گیره و موضوع یه کم جدی میشه ، یه حس عجیبی میاد سراغشون که من قبلا جدیش نگرفته بودم و وقتی با کسی در موردش صحبت کردم ، این کتاب رو بهم معرفی کرد و وقتی قسمت ترس از تعهدش رو خوندم تازه فهمیدم اون حس عجیب و غریب که سرشار از درد و رنج و ناراحتی هستش ، چیه !!!

چند بار واسم اتفاق افتاده که انگار می خوان منو ببرن زندون و دیگه راه برگشتی نیست و انگار تمام خوشی ها و آزادی هات می خواد به پایان برسه و دیگه رنگ شادی و خنده رو نمی بینی و خیلی غم انگیزه کلا ، و بعدش وقتی می گی نه ! راحت می شی و انگار تمام دنیا رو بهت دادن و واقعا یه نفس راحت می کشی و خیلی خوشحالی و سعی می کنی هر چه زودتر هم این نه رو بگی که حتی 1 شب هم با این حس غم انگیز سپری نکنی و دوباره از فردا همون خانم خودت باشی و آقای خودت!!! شایدم بعدش پشیمونم بشی که شاید بچه خوبی بود شاید مهربون بود حتی مهربون تر از پدرت !!

شایدم من یه خورده به ازدواج بدبین هستم!!

من خودم حدس می زنم که علتش ، عدم شناخت بین طرفین باشه و وقتی در مورد اخلاق یه نفر شناختی نداشته باشی و ندونی مهربونه یا بد اخلاقه ، خیلی سخته که تن به ازدواج بدی و البته این رو هم نباید فراموش کرد که کلا ازدواج یه سری محدودیت ها رو واسه دخترا بوجود میاره که همین ها باعث میشه همون حس غم انگیز بیاد سراغشون ، به خصوص در مورد دخترایی که دورن مجردیشون آزادی های بیشتری داشتن!!

بعدش گفتم که واستون بنویسم که شاید به دردتون بخوره و کمکتون کنه در این رابطه  و اگه این حس رو داشتین باید چی کار کنین!! و بدونین چنین حسی وجود داره!

نمی دونم الان می دونین باید چی کار کنین یا نه!؟ من فکر می کنم یه کم به خودتون و طرف مقابل زمان بدین ، شاید کمک کنه و سعی کنین از طرف شناخت پیدا کنین !؟ خلاصه اگه این مطلب رو خوندین و راهکاری داشتین ممنون می شم در اختیار من هم بذارین !!

نمیدونم اصلا تحلیل من از ترس از تعهد درست بوده یا نه؟و این حس بهش مربوط میشه یا نه؟

خلاصه از متخصصین امر طلب راهنمائی داریم!

شاید راهکاری باشه!

شاید حس ما درسته و مجردی بهتره و کویته!

آخه خیلی ها می گن اگه ازدواج نکنین فقط یه مشکل دارین و اون نداشتن شوهره ولی وقتی ازدواج کنین ، 1001 مشکل خواهید داشت و هی میگن ازدواج نکنین ها !! همین حرفا باعث میشه همون حسه بیاد سراغمون!

بعد بعضی ها میگن نه با ازدواج به آرامش میرسین و اگه ازدواج نکنین بعدن پشیمون می شین و همدم ندارین و از حرفا.........

ما نفهمیدم ازدواج نعمته یا نقمت؟؟؟!!!

بعضی ها هم هیچ نگرانی دیگه ای توی زندگی شون به جز شوهر دادن دخترای مجرد ندارن! یه روز با حسن میان روز دیگه با حسین فرداش شهرام پس فردا بهرام و این داستان همچنان ادامه داره!!!خوب شوهر کنین که نگرانی این بندگون خدا هم برطرف شه !!!!!!!!!!!!!!!!

لطفا نظر بدید !

/ 15 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

نه بابا پسرم، به نظرم یکم اغراق میکنن، انشالله که قبول میشین، زبان که مشکل ندارین، تو دانشگاه تهران هم که خوندین فقط یکم تلاش می خواد و بعد کمک خدا،خارج رفتن رو هم بیخیال شید

وحید

چی شد گفتم نرید خارج ناراحت شدید؟

وحید

ممنون منم آرزو دارم دکترا قبول شم ولی خیلی سخته با وجو دخترای درسخون و پر تلاشی مثل شما برام دعا کنین نمی دونم چرا احساس میکنم دعای شما زود قبول میشه

maryam

من هم واقعا و واقعا معتقدم ازدواج قربانگاه عشقه. بعد ازدواج تمام شورها و هیجانها میخوابه همه دل نگرونیها برای از دست دادن طرفت تموم میشه و حالا که خیالت راحت شد که مال تو شده میری به روزمرگیت میرسی یعنی یکی مثل پدرو مادرت!!! اینا رو از خودم نگفتم کلی از دوستای متاهلم آمار گرفتم و پرسو جو کردم.

نمیگم

مژده ای دل که مسیحا نفسی میاید/شوهر خوب مگر گیر کسی میاید[نیشخند]

سهند

سلام خانم اللهياري :اگر ازداواج كردن نقبته به اين امر مهم در قران اشاره نميشد پس نعمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته در ضمن اگه دختر پسري در زندگيش از دو موهبت الهي برخوردار باشن به هيچ وجه از ازدواج كردن باكي ندارن.وبا خيال راحت زنگي ميكن

سهند

سلام :یه آهنگ ترکی که درمورد آقا امامزمان در وبلاگتون بود کجاست؟

سهند

سلام :ببخشین در لینکستان بودش(سفر به مکه منوره ومدینه منوره) راستی چه خبر از دفاعیه ات ؟

رزی

منم دقیقا همین حسو دارم[ناراحت]

سفیر امین

آفرین به شما دوست کتابخوان عزیز وبلاگتون خیلی بهم انرزی داد. مرکز توزیع کتاب شهید کاظمی با ارائه سالنامه العبد پذیرای شما میباشد. یاحق