فال حافظ

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

 

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

 

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

 

جان بر لبست و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

 

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
هومن

سلام خدمت سرکار خانم فاطمه اللهیاری تشکر میکنم از لطف شما که به وبلاگ من سر زدید. موفق باشید.[گل]

ل

خیلی قشنگ بود

نظر علی

[دست]